الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
333
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
است كه : چون از دفن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فارغ شديم فاطمه - سلام اللّه عليها - رو به من كرد و گفت : اى انس چگونه دلت آمد و راضى شدى كه خاك بر روى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ريزى ؟ بازگريست و فرياد زد : « يا أبتاه أجاب ربّا دعاه يا أبتاه من ربّه ما ادناه » . ( 1 ) مؤلف گفت : اين حال فاطمه - سلام اللّه عليها - بود پس از دفن پدرش پس حال سكينه چه بود كه بدن پدر را ديد بىسر آغشته به خون عمامه و رداء ربوده پشت و سينه به سمّ اسبان دشمن كوبيده به زبان حال فرياد مىزد : چگونه دلتان آمد كه فرزند پيغمبر را بكشيد و اسب بر بدنش بتازيد ؟ !